مدیریت دانش و اثر بخشی سازمان ها و عوامل اساسی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش

مدیریت دانش و اثر بخشی سازمان ها و عوامل اساسی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش
بدون نظر, ۱۴/۱۰/۱۳۹۴, توسط , در مقالات

مدیریت دانش و اثر بخشی سازمان ها و عوامل اساسی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش

تهیه کننده: پریسا منصف دبستانی

km

چکیده:

تحولات سریع و شگرف کنونی در محیط سازمان ها و اعمال مدیریت صحیح و کارآمد بیانگر این مطلب است که برای برخورد درست با چالش ها و تبدیل آن ها به فرصت های رشد و افزایش بهره وری سازمان ها به دانش مدیریت نیاز است تا بتوان از مسیر تحولات دنیای کنونی، روند رشد را به شکلی مناسب و تکامل بخشید، زیرا فقط می توان با سرمایه دانش، سرمایه طبیعی و انسانی را به ثروت تبدیل کرد. مدیریت دانش عامل اثر بخشی سازمان ها است و بدون شک فرایند اصلی در سازمان ها مرحله اکتساب دانش و هم افزایی سایر مراحل مدیریت دانش بوده و در اثربخشی سازمان ها تأثیر به سزایی دارد.

مهم ترین ویژگی سازمان ها، تأکید بر دانش و اطلاعات است، سازمان های امروزی نیازمند مدیریت و بهره برداری از دانش و اطلاعات به منظور بهبود کارآیی هستند، در این مقاله ضمن استفاده از روش تحقیق به بیان مفهوم مدیریت دانش، انواع آن و اهداف و راهبردها، به بررسی تحلیل همبستگی برای تبیین رابطه ی مدیریت دانش و اثر بخشی سازمان ها پرداخته است و با یک مطالعه دقیق عوامل اساسی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش، عوامل اصلی و فرعی شناسایی شده و ابزار تحلیل عاملی برای تعیین اهمیت و اولویت آن ها استفاده شده است.

کلیدواژه ها:

دانش، مدیریت دانش[۱]، دانش صریح و آشکار، اثربخشی، عوامل اصلی موفقیت[۲]، کسب و کارهای کوچک، تحلیل عاملی[۳].

مقدمه:

در دنیای کنونی، شرایط و فضای رقابتی در سازمان ها متغییر و گسترده تر از گذشته است، هرگونه تغییر در فضای رقابتی، فرصتی را فراهم می آورد و فرصتی دیگر را از بین می رود و چالش یا تهدیدی را ایجاد و یا چالشی را حذف می کند.

امروزه سازمان های دریافته اند هیچ چیز به اندازه دانایی نمی تواند آن ها را در دنیای رقابتی مطلوب قرار دهد و این منوط به نوآوری و پایگاه دانش است.

پیتردراکر در سال ۱۹۹۳ این مفهوم از دانش را تأیید کرد و گفت:

«دانش منبعی همانند و هم عرض با دیگر منابع تولید، سرمایه و زمین نیست، بلکه تنها منبع معنی دار عصر حاضر به شمار می آید». (الوانی، ۱۳۸۶: ۱۵).

اساس رقابت مندی سازمانی، کسب و کارهایی است که بتواند به صورت کارا دانش موجود در سازمان خود را کسب کنند و از آن در راستای فرایندهای کسب و کار استفاده نمایند، محصولات و خدمات این کسب و کارها خواهند بود.[۴]

بسیاری از سازمان ها به عنوان کسب و کارهای دانش مدار مطرح می باشند که مدیریت دانش در آن ها اساس کار را تشکیل می دهد این مدیریت دانش به عنوان یکی از فعالیت های مطرح برای اثربخشی فعالیت هایشان می باشد.[۵] شناخت عوامل اساسی موفقیت می تواند کسب و کارها را در نیازسنجی، برنامه ریزی، اجرا و پیاده سازی مدیریت دانش، یاری دهد تا احتمال شکست پروژه های مدیریت دانش کاهش دهد.

در عصر حاضر که عصر اطلاعات دانش است، مزیت رقابتی سازمان ها، در سرمایه دانشی آن ها نهفته است و بزرگترین شرکت های دنیا برتری خود را نه در دارایی های انباشته، بلکه در دانش انباشته خود کسب کرده اند. بنابراین سازمان ها یقین دارند که برای رقابتی ماندن باید منابع و فعالیت های فکری خود را مدیریت کنند. بدون شک امروزه، دانش مهم ترین ابزار رقابت در بازارهای حال و آینده است. هدف اصلی از این تحقیق، افزایش اثربخشی سازمان ها با استفاده از مدیریت دانش و تأکید بر اکتساب دانش و تجربه به عنوان یکی از فرایندهای اصلی و قلب مدیریت دانش در سازمان ها است.

باید توجه داشت مدیریت دانش امری است که همواره سازمان ها را در تغییرات یاری می کند و نیازمند پشتیبانی و توجه دائمی است.

-دانش: نظریات مختلفی در مورد مفهوم دانش وجود دارد که هر کدام به افزایش توان بالقوه پدیده ها برای اقدامات و تصمیمات اثربخش منجر می شود. مثلاً بلاکلر، دانش را موضوعی چندلایه، پیچیده، پویا و انتزاعی که در ذهن انسان نهفته، (blackler-1022: 1999). تعریف کرده است و صاحب نظری دیگر آن را اطلاعاتی می داند که با فرایندهایی مثل ژرف اندیشی و تبادل نظر یادگیری در ذهن افراد پردازش شده است بنابراین اطلاعات ماده خام ایجاد دانش بوده است(علوی، ۲۰۰۰: ۱۱۵).

در تصمیم گیری های سازمانی دانش زمینه اصلی و اساسی آن است، زیرا بهبود عملکرد کیفیت تولید و خدمات سازمان ها می شود. سلسله مراتب تشکیل دانش= داده اطلاعات دانش تصمیم اقدام

دانش ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می شود دانش به شیوه های غیر منتظر گسترش یابد(جعفری مقدم، ۱۳۸۵: ۷۳).

-مدیریت دانش: مدیریت دانش فرایندی چالش برانگیز است، زیرا شناخت ارزش واقعی آن دشوار است. به کارگیری مطلوب مدیریت دانش به گونه ای که برای سازمان ایجاد مزیت رقابتی کند بسی دشوارتر است، زیرا دانش ذخیره شده در سیستم تبدیل به یک منبع قابل استفاده گشته و مزیت رقابتی پایدار جهت سازمان فراهم می کند(هیوسمن، ۲۰۰۶).

در مورد مدیریت دانش تعاریف گوناگونی ارائه شده که هر یک ابعادی از این موضوع را نمایش می دهد. داقفوس[۶]: مدیریت دانش ترکیب فرایندهای اداره، خلاقیت، کدگذاری و اعمال قدرت دانش در سازمان است و هدف اصلی آن تصمیم گیری به موقع و درست می باشد. (داقفوس، ۲۰۰۳).

مدیریت دانش سیستمی است که دارایی دانش جمعی سازمان ها را اداره می کند و یک فرایند است که اعتبارسنجی، ذخیره و پالایش دانش کاربران را نشان می دهد.(هدیپت[۷]).

-انواع دانش: دانشمندان دانش را به اشکال گوناگون طبقه بندی کرده اند که فقط دو نوع آن مد نظر است.

الف: دانش صریح(آشکار)[۸] : برای اولین بار بارنوناکاوتاکوچی (۱۹۹۵) در کتاب معروف «سازمان دانش زا» موفق به درک مفهوم این نوع دانش شده اند و یادآور شده اند که سازمان ها جهت رشد و رقابت در عصر حاضر به آن ها نیاز دارند.

دانش آشکار و قابل کدگذاری است و می توان به سادگی آن را لغو کرد و پردازش و مخابره کرد و در پایگاه داده ها ذخیره نمود. تمام دستورالعمل ها، قوانین، آیین نامه ها، گزارش ها و ….. که در بانک های اطلاعاتی وجود دارد همگی دانش آشکار است. این نوع دانش با استفاده از فناوی های اطلاعاتی ذخیره و در اختیار همۀ افراد سازمانی قرار می گیرند.

ب: دانش پنهان (ضمنی): دانش ضمنی مجموعه از تجربه ها، مهارت ها، دیدگاه های کار و نظام ارزش در درون فرد است و در هیچ پایگاه داده ای ذخیره نشده است و جایگاه آن ذهن آدمی است. (قربانی زاده و خالقی نیا، ۱۳۸۸، صص ۸۵-۱۰۵).

این نوع از دانش که با تجربه به دست می آید ریشه در رویه ها، تعهدات، ارزش ها و احساسات افراد دارد. دانش نهان و صریح مکمل یکدیگرند، بدین معنا که برای ایجاد دانش هر دوی آن ها ضروری است از این رو آنچه دانش می خوانیم با تعامل بین دانش نهان و آشکار ایجاد می شود. (فتحیان، ۱۳۸۴، شماره ۱۴۴).

دانش ضمنی دو بعد دارد بعد تکنیکی که در بردارنده مهارت های شخصی است و بعد وابسته که شامل اعتقادات و الگوهای روحی افراد است. مهم ترین مسأله، تبدیل دانش نهان به دانش صریح است. یعنی اینکه بتوانیم دانش نهان موجود در ذهن افراد را به دانشی آشکار تبدیل کنیم و کارکنان و سازمان ها دربرگیرنده منبعی غنی از این دو نوع دانش باشد و راهی برای بهبود بخشیدن به چالش ها باشد(رادینگ، ۱۳۸۳: ۸۰).

هر کدام از دانش آشکار و پنهان به انواعی تقسیم می شود. از جمله دانش آشکار به دانش نظام مند و دانش منظم طبقه بندی شد. (بلاکلر، ۱۹۹۵: ۱۰۲۵). و دانش نهان به دانش فرهنگی- ذهنی و مجسم تقسیم شده است.

-مدیریت دانش عامل اثر بخشی سازمان ها: امروزه مدیریت دانش مهم ترین سرمایه و دارایی سازمان ها و مزیتی رقابتی برای آن ها محسوب می شود. دانش مولد ثروت است، جامعه باید مدیرانی داشته باشد که آنان را آفرینشگر و اعجازآفرین[۹] ، بنامند تا در صحنه رقابت های جهانی خود را مطرح سازند و پیامی با خود داشته باشند.(الوانی، ۱۳۸۰: ۲۸۴).

مدیریت جامع دانش[۱۰] (CKMT) به منظور ایجاد کارآیی و موفقیت کارآفرینان به روشی نظام مند مطرح شده که به صورت سرمایه های هوشی(دانشی) برای خلق، حفظ و دردسترس قرار دادن دانش برای الگوی خدمات و تولیدات رقابتی ضروری است.

اثربخشی مدیریت دانش باید با ایجاد محیط های امن، رعایت ارزش ها و اخلاقیات و رفتارهای قابل احترام، ایجاد درک مشترک، مشاوره جامع، یادگیری ضروری و عملی، همراه باشد تا کیفیت کار را بالا ببرید. همچنین صاحبنظران الگویی برای مدیریت دانش مطرح ساخته اند که هدف این است که سازمان ها در به کارگیری مدیریت دانش سنجیده عمل کنند و چارچوبی مناسب برای به کارگیری اثربخش آن در خلق دانش و توزیع آن در اختیار داشته باشند.(نیومن و کراند، ۱۹۹۳: ۳).

aks_Maghaleh

برای اثربخشی مدیریت دانش مهم ترین عنصر سازماندهی و ذخیره سازی نیاز است که از طریق آن قابلیت ذخیره سازمان یافته ای که جستجوی سریع اطلاعات دسترسی به اطلاعات برای کارمندان فراهم می شود، به وجود می آید. این امر می تواند دیگران را در تبادل دانش و تبادل دانش و تسهیم کمک کند و اهداف مشترک را دنبال کند. زمانی که کارکنان بهترین تجارب را در موقعیت های جدید برای بهبود عملکردشان به کار می گیرند، آن تجربیات را تعدیل کرده و بهترین تجربیات جدید را به دست می آورند.

همچنین با تبدیل و انتقال دانش و به کارگیری آن می توان اثر بخشی مدیریت دانش را بیشتر در سازمان ها مشاهده کرد، زیرا فعالیت ها در ارتباط با جریان دانش از بخشی یا شخصی به بخش یا شخص دیگر است و شامل ارتباطات، ترجمه، تبدیل، تفسیر و پالایش دانش می شود. به کارگیری دانش در ارتباط با اجرای دانش در فرایندهای سازمانی است، سازمانی که کسب و انتقال دانش از ارکان اساسی آن در ایجاد و خلق دانش و نوآوری و خلاق بودن است. همه ی این عوامل می تواند در کنار هم وجود داشته باشد و یکدیگر را تقویت کنند(الوانی، ۱۳۸۵، ۳۳۶).

در فرایند خلق دانش، مدیران نقش محوری ایفا می کنند. وظیفه ی آن ها جهت دهی ابهامات به سمت فرایندی هدفمند می باشد. آن ها با خلق مفاهیم گسترده ای در حوزه های خدماتی و تجاری به یک مجموعه واحد تبدیل می شوند و به مفهوم دقیقی از هدف دست می یابند.

یکی از گام های مهم در شناسایی منابع دانشی سازمان ها، تجزیه و تحلیل سازمان است. جهت تحقیق ابتدا به تحلیل نیازهای دانشی سازمان می پردازد، سپس موجودی های دانشی سازمان را شناسایی می کند.

-موانع مدیریت دانش:

سازمان ها برای دانش ارزش قائل هستند، مدیریت دانش در سازمان ها موفق نخواهد شد مگر اینکه عزمی جدی و اقدامی عملی برای برطرف کردن موانع موجود برداشته شود. موانع مدیریت دانش شامل موانع: انسانی، سازمانی، سیاسی، فرهنگی، تکنولوژی می باشد.

همه ی این موانع و عوامل سازمانی و یا عوامل محیطی بر مدیریت دانش اثری مستقیم دارند. در زمینه اهمیت و ضرورت مدیریت دانش، سازمان ها باید نگاهی ویژه تر به این مقوله داشته باشند و با بررسی دقیق به توسعه کمی و کیفی قابل توجهی دست یابند.

از آن جایی که فرایند مدیریت دانش (خلق، نگهداری، تبدیل و به کارگیری موثر دانش) یک جریان دائمی و مستمر در سازمان های پویاست، لذا توجه به نکات اساسی و استراتژیک روند این فعالیت و جریان بخشی مداوم به آن را تسهیل خواهد کرد. آنچه موجب شده تا حرکت در زمینه فرایندهای مدیریت دانش ایجاد و در مراحل تکاملی خود قرار گیرد و موانع احتمالی را از سر راه خود بردارد، عبارت است از:

الف: اتخاذ سیاست های اجرایی، تشویق به مشارکت کارکنان.

ب: حمایت مادی و معنوی مدیریت عالی در حوزه های تخصصی در جهت اجرای برنامه ها.

ج: نظارت و کنترل کمی و کیفی در تبدیل دانش به یک کالا یا خدمت.

د: ایجاد ساختارهای مناسب و رفع موانع ساختاری در جهت تسهیل فرایند مدیریت دانش.

بخشی از سازمان، شامل نحوه انجام فعالیت ها است که در قالب فرایندها و رویه های سازمانی شناخته می شوند. آنچه در این بخش حائز اهمیت است، تعیین نقاط تصمیم گیری و عامل کیفی در فرایندهاست. به طور کلی زنجیرۀ ارزش هر فرایند از دیدگاه دانشی باید مورد بررسی و توجه قرار گیرد.

-عوامل اساسی موفقیت در مدیریت دانش:

عوامل اساسی موفقیت را می توان به عنوان حوزه هایی تعریف نمود که نتایج حاصله در آن حوزه ها در صورت رضایت بخش بودن، عملرد رقابتی موفقیت آمیز برای سازمان را تضمین خواهند کرد(راکهارت، ۱۹۷۴).

مطالعات انجام شده در خصوص اجرای مدیریت دانش نیز در کشورهای توسعه یافته به طور گسترده ای بر روی سازمان های بزرگ متمرکز بوده است. بنابراین، عوامل موجود عمدتاً مرتبط با سازمان های بزرگ است و منعکس کننده موقعیت و نیازهای این دسته از سازمان ها می باشد.

(اسکریم[۱۱] و آمیدون[۱۲]، ۱۹۹۷) هفت عامل را در این زمینه مؤثر می دانند:

۱-الزام کسب و کار به اجرای مدیریت دانش؛ ۲-وجود چشم انداز و نقشه دانش؛ ۳-فرهنگ ایجاد و تشریک دانش؛ ۴-یادگیری مستمر؛ ۵-زیرساخت تکنولوژیک مناسب؛ ۶-رهبری دانش؛ ۷-فرآیندهای سیستماتیک دانش سازمانی.

همه ی این عوامل در پیاده سازی موفق مدیریت دانش نقش به سزایی داشته باشند.(لیبوتیز، ۱۹۹۹).

همچنین سه طبقه کلی، (مدیریت، منابع و محیط) روی مدیریت دانش در سازمان ها تأثیر می گذارند. همه ی مجموعه عواملی که در پژوهش ها تأثیر خاصی در پیاده سازی مدیریت دانش مورد نظر بوده اند به قرار زیر است.

رهبری و حمایت های رهبری / فرهنگ / فناوری اطلاعات / اهداف و استراتژی/ سیستم ارزیابی/ زیر ساخت های سازمانی / فعالیت ها و فرآیندها / منابع / آموزش / مدیریت منابع انسانی / الگوبرداری.

کسب و کارهای کوچک در مدیریت دانش:

سوال این است که عوامل اساسی موفقیت و پیاده سازی مدیریت دانش در کسب و کارهای کوچک و متوسط شامل چه مواردی است؟

هیچ گونه کار سیستماتیکی در خصوص مشخص نمودن مجموعه ای منسجم از عوامل اصلی موفقیت برای اجرای مدیریت دانش در حوزه کسب و کارهای کوچک و متوسط را نمی توان مشاهده نمود.[۱۳] مطالعات انجام شده در خصوص اجرای مدیریت دانش نیز در کشورهای توسعه یافته به طور گسترده ای بر روی سازمان های بزرگ متمرکز بوده است. بنابراین، عوامل موجود عمدتاً مرتبط با سازمان های بزرگ است و منعکس کننده موقعیت و نیازهای این دسته از سازمان ها می باشد. پیاده سازی این عوامل در محیط کسب و کارهای کوچک و متوسط بدون فهم شرایط ویژه خاص آن ها نمی تواند مناسب باشد. بنابراین نیاز ضروری به توسعه رویکردهای مناسب مدیریت دانش، در کسب و کارهای کوچک و متوسط وجود دارد.

همه ی دست اندرکاران حوزه مدیریت دانش در کسب وکارهای کوچک و متوسط سعی کرده اند که از مشاوره در این برخوردار شوند و از افراد خبره استفاده کنند.

یافته های تحلیل عاملی:

تحلیل عاملی در قالب دوازده عامل بر روی داده ها انجام گرفته است. در این روش درجه تناسب داده ها برای اجرای تحلیل عاملی است. تعداد کل واریانس تبیین شده توسط تحلیل عاملی معتبر می باشد. عوامل اساسی موفقیت شناسایی شده در تحلیل عاملی عبارتند از: مدیریت استراتژیک / زیرساخت های سازمانی/ مدیریت منابع انسانی/ فرهنگ / فرآیندها/ اندازه گیری موفقیت/ منابع سازمانی و الگوبرداری/.

همه ی این شاخص ها به طور عمده با حمایت مدیریت ارشد و استراتژی سازمان مرتبط می باشند. بر اساس مؤلفه های بیان شده، نام این عامل، مدیریت استراتژیک، نامیده شد.

تحلیل عاملی همه ی شاخص ها را تایید کرد زیرا مسأله حیاتی برای حوزه مدیریت دانش است. این مجموعه عوامل اساسی می تواند برای مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط برنامه و طرحی باشد که با توجه به آن، بتوانند مدیریت دانش را به خوبی و با احتمال موفقیت بالا در سازمان خود پیاده کنند. این زمینه را به وجود می آورد که با داشتن نگاه جامع از عوامل شناسایی شده، پژوهش های خود را در این زمینه گسترش دهند از طرفی دیگر، با توجه به وجود محدودیت های مالی و زمانی که کسب و کارهای کوچک و متوسط با آن مواجه هستند شناسایی و اولویت بندی این مجموعه عوامل اساسی می تواند به آن ها در مدیریت منابع محدود، برنامه ریزی های لازم، اولویت بندی و تنظیم فعالیت های مدیریت دانش کمک کند.

 نتیجه گیری:

قدرت برتر در آینده قدرت دانش خواهد بود. اما باید دید در آینده دانش در دست چه کسانی خواهد بود. دو سناریو قابل پیش بینی است: یکی اینکه دانش در دست گروهی خاص است و دیگر اینکه، دانش در جوامع توزیع می شود و همگان دارنده آن خواهند بود.

حالت دوم، انقراض سلسله مراتب است؛ وضعیتی که در آن هیچ کس به علت داشتن اطلاعات بیشتر بر دیگر سلطه نخواهد داشت و سلسله مراتب ناشی از برتری اطلاعاتی از میان خواهد رفت. در چنین وضعیتی علم از انحصار خارج خواهد شد و می توان از آن برای مقاصد عمومی بهره گرفت. شرایطی فراهم خواهد آمد که در آن تصمیم گیری ها فقط به علت دانش و آگاهی فرد یا گروهی در انحصار قرار نگیرد(الوانی، ۱۳۸۰: ۲۸۶).

بنابراین، در وضعیت جدید و با توجه به توسعه، توجه به دانش و تجارب دارد و دستیابی به این دانش و تجارب با به کارگیری فرایند اکتساب دانش در سازمان ها امکان پذیر است. از طرف دیگر جهت اکتساب دانش به شناخت و تجزیه و تحلیل سازمان و فرایندهای آن امری ضروری ست، از دلایل اهمیت اکتساب دانش این است که موجب اثر بخشی سازمان، جلوگیری از اشتباهات، کاهش هزینه ها و زمان دسترسی مربوط به انواع دانش ارزشمند در داخل سازمان و تبدیل سازمان به سازمانی پویا، رقابت پذیر و دانش محور می شود. شناسایی سازمان، منابع دانشی و اکتساب دانش هدف اصلی پژوهش است، بنابراین برخورداری از چنین تجربیات در شناسایی فرصت ها و ایجاد تغییر متناسب با شرایط از اهمیت فراوانی برخوردار است.

  پیشنهادات:

به منظور دستیابی به اهداف مدیریت دانش در سازمان ها و همچنین پیشنهاد برای مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط برنامه و طرحی باشد که با توجه به آن بتوانند مدیریت دانش را به خوبی و با احتمال موفقیت بالا در سازمان پیاده کنند.

۱-تشویق الگوی رهبری تحول آفرین و حمایت مدیران به عنوان عامل تقویت کننده مدیریت دانش در سازمان ها.

۲-ایجاد بستر مناسب جهت اجرای مدیرت دانش در سازمان ها.

۳-اکتساب دانش از کارکنان دانشی به طور مستمر و ایجاد انگیزه و تشویق کارکنان به تسهیم دانش.

۴-آموزش لازم جهت استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، شناخت و نحوه استفاده از آن.

۵-سوالات سازمان ها باید دانش و تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دهند تا به فرهنگ دانش کمک شود.

۶-ارائه ابزاری برای سنجش در سازمان ها و پیاده سازی مدیریت دانش در کسب و کارها.

فهرست منابع و مآخذ:

۱-ابطحی، سید حسین و صلواتی، عادل(۱۳۸۵). مدیریت دانش، انتشارات پیوند نو.

۲-احسانی، م (۱۳۸۵). ارائه به کارگیری چارچوبی برای مدیریت دانش، دانشگاه علم و صنعت.

۳-افرازه، ع(۱۳۸۴) مدیریت دانش، چاپ اول، تهران، انتشارت دانشگاه امیرکبیر.

۴-الوانی، سید مهدی( ۱۳۷۸). اعجازگران مدیریت، مدیرت دولتی شماره ۲۴٫

۵-خبازی، ط، موسوی(۱۳۸۷). ممیزی دانش.

۶-بریان، برگرون (۱۳۸۶). اصول مدیریت دانش، ترجمه منوچهر انصاری، موسسه کتاب مهربان نشر.

۷-رضازاده مهریزی، م، ح، ابزارهای مدیریت دانش، تهران، موسسه فرهنگی هنری.

۸-فتحیان، محمد( ۱۳۸۴). دانش مدیریت دانس ضمنی در خلاقیت و نوآوری، نشریه تدبیر، شماره ۱۶۴٫

۹-قربانی زاده، و (۱۳۸۸). نقش انتقال دانش ضمنی، دانشگاه امام حسین، سال اول، شماره ۳٫

۱۰-کتابنامه نشر کارآگاه(۱۳۸۶). دفتر تحقیقات کاربردی.

——————————————————————————————

پی نوشت ها :

[۱] . cnitical success factors(csf’s)

[۲] . knowledge management (km)

[۳] . factor analyses

[۴] . Wong Aspin wall(2005)

[۵]. Volpel & davenport(2001)

[۶] . Daghfous

[۷] . Henvie & Hedyepeth

[۸] . Eaxplicit – knowledge

[۹] . curo

[۱۰] . comprehensive knowledge management theory

[۱۱] . skryme

[۱۲] . Amidon

[۱۳] . wong (20005) , Alsandhanetat(2006)

درباره nafir

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی