خانه » مقالات » روان شناسی تغییر

روان شناسی تغییر

تغییر کردن و تغییر دادن، قواعدی دارد همه ما دوست داریم در زندگی، فرد موفقی شویم و اگر هم به زعم خود، اکنون موفق هستیم تمایل داریم این موفقیت تداوم یابد و روز به روز بیشتر و بیشتر شود. وقتی از افراد سوال می شود که منظور شما از موفقیت چیست اغلب می خواهند از وضعیت فعلی و کنونی به یک وضعیت بهتری منتقل شوند و تغییری در زندگی شان ایجاد شود. برخی تمایل دارند روحیه، نشاط، اراده و انگیزه شان بهتر شود. گروهی می خواهند وضعیت شغلی و مالی شان به یک شرایط بهتر تغییر کند، جمعی می خواهند از نظر معنوی و اخلاقی رشد کنند و به مرتبه بالاتری از اخلاص و پاکی برسند و… اگر دقت کنید همۀ کسانی که به دنبال موفقیت هستند در واقع می خواهند چیزی تغییر کند. در این میان برخی نیز تمایل جدی دارند که فرد دیگری را که در دایره زندگی شان قرار دارد تغییر دهند. یکی می خواهد به پدر معتادش کمک کند تا ترک کند، دیگری تمایل دارد سوءظن و بدگمانی مادرش را اصلاح کند، یکی به این فکر می‌کند که چگونه غرور و خودخواهی همسرش را درست کند و مادری آرزو دارد که فرزندش درس خوان تر، مسئولیت پذیرتر و مؤدب تر شود. گاهی نیز این تمایل به تغییر دادن دیگران از محدودۀ خانه و خانواده خارج می شود و شخص دوست دارد هر طور شده اخلاق و رفتار فلان فامیل، دوست و یا همکار خود را تغییر دهد. باید بگوییم که این بسیارخوب و در خور تحسین است که شما قصد دارید که در خودتان، زندگی و اطرافیان تان تغییری مثبت ایجاد کنید. اما باید بدانید که تغییر کردن و تغییر دادن، اصول، قواعد و قوانینی دارد که اگر به درستی رعایت نشود چندان نتیجه ای نمی گیرید. ضمن این که خیلی وقت ها چون ما روش کار را بلد نیستیم بیشتر از این که کاری را اصلاح کنیم آن را خراب می کنیم. همانطور که امام جواد علیه السلام فرمودند: «هر کس راه انجام کاری را نداند و بدون علم و دانش دست به اقدام زند فساد و خرابکاری اش بیش از اصلاح آن است.» متأسفانه ما برای تغییر، صرفاً تمایلی داریم و تقلایی می کنیم؛ اما چون قواعد آن را بلد نیستیم و یا این که با وجود دانستن و بلد بودن به طور جدی به آن پایبند نیستیم موفق نمی شویم. این درست مانند آن می ماند که شما بخواهید هواپیمایی را حرکت دهید. در این شرایط علاقه و تمایل و تقلای شما کاری از پیش نمی برد بلکه قبل از هر چیز باید خلبانی بدانید و با روش و اصول حرکت دادن آن آشنا شوید. عمده کسانی که بدون شناخت اصول و روش های تغییر می خواهند خود و یا دیگری را تغییر دهند پس از مدتی خسته، فرسوده و ناامید می شوند، تا جایی که به این نتیجه نادرست می رسند که «اساساً من نمی توانم تغییر کنم» و یا این که« او درست بشو نیست» و… به عنوان نمونه در حوزه تغییر خود، افراد شکایت می کنند که من سال هاست به دنبال این هستم وسواسم را درمان کنم اما موفق نمی شوم، هرچه تلاش می کنم اراده ام را درمان کنم نمی توانم، هرچه می خواهم عصبانیتم را کنترل کنم و فرد پر تحملی باشم ولی باز از کوره در می روم و داغ می کنم، مدت هاست که به فلان عادت بد مبتلا هستم و هر کاری برای ترک آن کرده ام نتیجه ای نداده است و همین طور در حوزۀ تغییر دیگران، مثلاً این طور گله می کنند که من هر کاری می کنم شوهرم از غرور و لجبازی اش دست برنمی دارد و فرزندم به درس خواندن علاقه ای نشان نمی دهد. تأکید می کنیم که بخش عمده ای از این ناتوانی ها در تغییر و یا اصلاح خود یا دیگری به این برمی گردد که ما قواعد آن را نمی دانیم و یا رعایت نمی کنیم. بنابراین در گام نخست و ابتدای کار باید این را باور کنیم که تغییر قواعدی دارد و تا زمانی که خود را متعهد به دانستن و عمل کردن به آن ها نکنیم نباید انتظار داشته باشیم که تلاش هایمان نتیجه بدهد و مؤثر واقع شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*